تبليغاتX
یک فنجان کافی میکس


















یک فنجان کافی میکس

 

چند لینک جالب از وبلاگهایی که در این دو هفته دیده ام :

انقراض گونه جانوری پسرها !!!

دو پرستو در آشیانه

آقای ... سلام

رنگ آقا

بخشهایی از بیانات

ایاک و الدما

 

پی نوشت : توضیح واضحات است اما به علت پیشگیری از سوء تفاهم های احتمالی باید عرض کنم که درج لینک یا نوشته از دیگران لزوما به معنای تائید کامل محتوای آن نمی باشد

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت21:41توسط محمدحسین | |

سوالی که برای بسیاری مطرح است : آیا مدیران با دراختیار داشتن "تمام داده ها و اطلاعات" مورد نیاز در یک مساله، میتوانند براحتی تصمیم درست را اتخاذ کنند ؟

پاسخ راسل ایکاف، نظریه پرداز حوزه سیستمها به این سوال منفی است.

از نظر ایکاف، در بسیاری از موارد حتی اگر همه داده های مورد نیاز مساله هم موجود باشد، اگر مدیر "روش حل" را نداند، نمیتواند کاری از پیش ببرد.

ایکاف یک مساله ساده تحقیق در عملیات (OR) را مثال میزند که حل آن از طریق آزمون و خطا 5/3 میلیون حالت ممکن دارد. در چنین مساله ای علیرغم اینکه تمام داده های مورد نیاز از قبیل هزینه هر واحد کالای تولیدی X  و Y، سود حاصل از فروش هر کدام از آنها، محدودیتهای مساله و غیره در اختیار تصمیم گیرنده قرار میگیرد با این وجود حل مساله و رسیدن به بهترین جواب، برای فرد عادی با دانش ریاضی معمولی، بسیار وقت گیر و یا حتی غیرممکن است، در حالیکه یک فرد آشنا با علم تحقیق در عملیات (OR)، مساله فوق را در زمانی کمتر از دو دقیقه حل خواهد کرد !!!

نتیجه اینکه بر خلاف تصور عموم همیشه داده و اطلاعات کافی، مشکل را حل نخواهد کرد، بلکه بعضی مواقع آشنایی با روشهای حل مساله بیشتر به درد میخورد...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت21:24توسط محمدحسین | |

زمان : عصر یک روز پاییزی،  مکان : نمایشگاه رسانه های دیجیتال.

 از قبل میدانم که یک قسمت از نمایشگاه مربوط به وبلاگهاست، طبعا اول به همان سمت میروم. غرفه ای توجهم را جلب میکند. ظاهرا مال خود وزارت ارشاد است. جلوتر میروم ، دو دختر چادری و یک پسر داخل غرفه مشغول خوش و بش هستند. بیرون غرفه یک بنر گذاشته اند و لیست بلند بالایی از وبلاگها را معرفی کرده اند. اسمش را هم گذاشته اند "صد وبلاگ" (یا یک چیزی در این مایه ها) . از دخترک میپرسم قضیه این وبلاگها چیست که اینجا معرفی شده اند، میگوید اینها وبلاگهای منتخب هستند که ما از این طریق داریم به بازدیدکننده ها معرفی میکنیم.


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت22:27توسط محمدحسین | |

طی این سالها خیلی مد شده که افراد با تخصصهای مرتبط و غیر مرتبط، مدیران شرکتها، مهندسان و کارشناسان مختلفی که به نوعی با ایزو درگیر شده اند، از سیستم های مدیریت کیفیت انتقاد کرده و اثربخشی آنها را زیر سوال ببرند. اینکه این نحوه نگاه چقدر با واقعیت انطباق دارد و اصلا چنین نگاهی از کجا ایجاد شده ، بحث دیگری است...

 

سیستم مدیریت کیفیت


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت2:27توسط محمدحسین | |

 

روزهای جنگ، هر وقت پدربزرگ مرحومم میپرسید که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی ، در جوابش میگفتم که میخوام بزرگ بشم، برم جبهه !!!....  پدربزرگم هم بنده خدا هربار کفرش درمیومد و با عصبانیت میگفت که جبهه بری که چی بشه؟ برو درس بخون که دکتر بشی !!!...

جنگ البته مدتی بعد تموم شد و من هم هیچ وقت دکتر نشدم...


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت19:46توسط محمدحسین | |

دو شب پیش که صداوسیما اعترافات حجاریان، عطریانفر و شریعتی را در غالب یک مثلا میزگرد پخش میکرد، مجددا این سوال در ذهن ما مطرح شد که آیا این اعترافات واقعی است یا خیر.


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت7:24توسط محمدحسین | |

بنا به علتی دوباره دارم کتاب "تفکر ناب" اثر جیمز ووماک را ورق میزنم. از اون کتابهایی است که هربار آدم میخواند چیزهای تازه ای میفهمد که دفعه قبلی متوجه نشده. خواندنش رو به همه کسانی که زمینه تحقیقاتیشان مدیریت تولید و عملیات است، به طور جدی توصیه میکنم. رویکرد ناب(Lean) از زمان ظهور تاکنون  بسیاری از پیش فرضهای قبلی در نگاه به سیستمهای تولیدی را تغییر داده، تا حدی که بسیاری از آن به عنوان یک پارادایم در این حوزه نام میبرند.

تولید ناب


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت16:56توسط محمدحسین | |

مهدی شیرزاد را بعد از سفری که چند سال پیش با هم همسفر شده بودیم، گاه و بیگاه میدیدم. یک پسر مودب، خوش فکر، باسواد، متدین و از یک خانواده کاملا محترم. مهدی جزو آنهایی است که اهل تندروی نیستند و بیشتر به کار فکری و تئوریک اعتقاد دارند. همان علوم انسانی خوانده هایی که تازگیها خطرشان بیشتر حس شده !!!

سه چهار سال پیش، یکبار در جریان فعالیتهای سیاسیش به زندان افتاده بود و اتفاقا برای او و دوستانش کنفرانس خبری هم گذاشتند و بعد از اعترافات(!!!) و ابراز ندامت آزاد شد. در صحت و سلامت آن اعترافات همین بس که بلافاصله پس از آزادی دوباره همان فعالیتهای سابق را از سر گرفت و البته این بار با انگیزه بیشتر.

آخرین بار همین هفته قبل و شب احیا دیدمش، به شوخی به پسر خاله اش حسین نعیمی پور گفتم که چه عجب مهدی را نگرفته اند، انگار از قلم افتاده !! ...حسین هم با خنده ای تایید کرد ....

 

امروز خبر رسید که مهدی و حسین، هردو نفرشان بازداشت شده اند ....خوب به سلامتی انشالله،  ضمن تبریک و خسته نباشید به سربازان گمنام امام زمان، منتظر اعترافاتشون هم هستیم، فقط لطفا تکراری نباشه !!!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت3:32توسط محمدحسین | |

 ز لیلی من شنیدم یا علی گفت - به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد - بگوش کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت -دعایی کرد او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش -به موجودات عالم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند -چو بر می خواست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز میزد -ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد -گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد -یقین آنجا علی هم یا علی گفت

+نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت4:17توسط محمدحسین | |

یکی از نتایج مشهود انتخابات اخیر ، اختلاف و جبهه بندی شدید میان خود مردم و تقسیم شدن به دو گروه احمدی نژادی و غیر احمدی نژادی ( یا طرفدار نظام و مخالف نظام)  بوده است و شدت مساله هم در حدی است که بسیاری از خانواده ها و جمع های فامیلی هم تحت تاثیر این مساله قرار گرفته اند.

 

دیشب در جلسه افطاری یک از بستگان نزدیک، تعداد زیادی از اعضای فامیل غیبت داشتند، و در واقع  جلسه را به خاطر مواضع سیاسی میزبان و نقش مهمش در حوادث اخیر، تحریم کرده بودند. من البته به خاطر مصلحت اندیشی خانواده مبنی بر اینکه قطع رابطه با میزبان مذکور به صلاح نیست، به عنوان نماینده در افطاری فوق شرکت کردم (خیانت به جنبش سبز !!!).  در مورد غیبت پدرم هم مجبور شدم بگویم کمردرد داشته در حالی که میدانستم در همان لحظات مشغول ورزش در باشگاه است !!! (پدرم این شبها برای ورزش میرود باشگاه) ...

نکته جالب این که دیشب دائم حس میکردم خنده ها و شوخی ها واقعی نیست و همه نیش و کنایه اند...

 

خلاصه از الان نگران انتخابات بعدی هستم، چون احتمالا جمع فامیل ما به کل از هم بپاشد !!!

+نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت10:56توسط محمدحسین | |